craiyon logo

A solitary figure sits by a sunlit window in a dimly lit study, surrounded by bookshelves and a desk with a pipe and papers.

A solitary figure sits by a sunlit window in a dimly lit study, surrounded by bookshelves and a desk with a pipe and papers.

وقتی من شکستم هیشکی پشت من نبود هیشکی دست دراز نکرد به سمت من واسم نموند تنها موندم وقتی می شد پشت به پشتشم کبود هیچکی پشت من نبود هیشکی ت*مشم نبود روزی هزار تا صفحه پشت سرم می زاشتن مانع توی راه واسه ی کُشتنم میکاشتن اما من میگفتم تلاش دشمنم بی فایده است با این هزارتا صفحه مستند میساختم هر روز بیشتر درد من تو قلبم آدمای شهر من قبر منو کندن من تو این جهنم همه رویاهام کشتم همین دستش ول کردیم دنیا مارو گم کرد کمه اون برادر که توی جنگ من بره کمه اون برادر که بوی معرفت بده بخدا قسم نخواستم هیچ زمانی خم بشم اسیر غم بشم درگیر ماتم بشم وقتی دل می گیره وقتی لحظه میره وقتی یکی مثل من که تو جونی پیره چشاشو می بنده رو به آسمون می شینه قشنگیای مردنو تووی خواب میبینه الان که من مردم جسم منو بردن این آهنگ و یجا بشین گوش کنش با فرصت برو تو اتاق من در ببند پشت سرت حرف دارم باهات حسابی بگیر بشین محکم کنار تختم چنتا کشوئن بازشون کن اولی چندتا کتاب قدیمه یادشون خوش روزای خوب تو برق صنعتی اه چقدر که سخت بود این درس لعنتی تو کشوی دوم چند تا عکس توو آلبوم خیلی آروم صفحه ی آخرش باز کن این عکس همه دنیا روبه چشم من مه کرد این چشای لعنتی قلب داداش له کرد روزا که نبودی تنها بودم با عشقم اما خیلی راحت اونم منو ول کرد بیخیال کشوی سوم و باز کن داشِ گلم ایول تو کشوی سوم یه عالم شکایت چندتا قصه تلخ چند تا کتاب از هدایت چند تا شعر تلخ چند تا گله از رفاقت یه توتون با یه پیپم واسه ی فراغت چند تا کام میگیرم میریم واسه ی ادامش نبینم اشک بریزی اون اشکات پاک کن مثل مرد برو به سمت کشوی چهارم چند تا یادگاری از حسین پناهی چندتا فیلم هالیوودی چندتا کیمیایی چند تا سی دی مهمتر اون طرف تو ساکن آروم بردار خط نیفتن کارای See more