craiyon logo

An old man in a long coat stands on a cliff edge, looking out at a misty mountain valley under a cloudy sky.

An old man in a long coat stands on a cliff edge, looking out at a misty mountain valley under a cloudy sky.

منوچهر در ایستگاه آخر سبزه‌زار مردی روی لبه‌ی صخره ایستاده بود. پایش را کمی جلوتر گذاشت، طوری که نوک کفش‌های فرسوده‌اش از سنگ بیرون زد و باد سرد صبحگاهی موهایش را پس می‌زد. پایینِ پرتگاه، مه غلیظی چرخ می‌خورد، مثل ابری که منتظر بلعیدن چیزی باشد. او نفس عمیقی کشید—آخرین نفس—و چشمانش را بست. اما پیش از آنکه گرانش او را به پایین بکشد، بوی عجیبی مشامش را پر کرد: بوی خاک خیس، علف تازه، و گل‌های وحشی. چشمانش را باز کرد و آنجا بود—سبزه‌زاری بی‌انتها، گسترده زیر آسمانی که انگار با آبیِ محض نقاشی شده See more