craiyon logo

A warrior on a black horse, with a flaming helmet and spear, confronts a fierce dragon in a dark, misty forest under a full moon.

A warrior on a black horse, with a flaming helmet and spear, confronts a fierce dragon in a dark, misty forest under a full moon.

شاید شنیده باشید که هرگاه، کسی کار بسیار دشواری را با پیروزی به پایان برساند، می‌گویند «از هفت خانِ رستم»، گذشته است. هفت خان، نام هفت مرحله تا نبردهای رستم با نیروهای اهریمنی و گذشتن از دشواری‌ها است. یکی از زیباترین بخش‌های شاهنامه، «هفت خان رستم» است. هنگامی که کیکاووس، پادشاه ایران با شماری از بزرگان سپاه خود در چنگ دیوان مازندران گرفتار می‌شود، رستم در این زمان به سوی مازندران حرکت می‌کند تا آنان را از بند رهایی دهد.‌ در این نبردها، رستم به کمک اسب خود، رخش با شیر و اژدها پیکار می‌کند؛ دیوها را از پای در می‌آورد و بر جادوگران، پیروز می‌شود. پهلوان برای نبرد با دشمن، سوار بر رخش از زابُلستان، راهی مازندران می‌شود. در خانِ اوّل، شیری قوی پنجه به او و اسبش حمله می‌آورد. رَخش، شیر را از هم می‌درد. رستم در خان دوم، بیابانی سخت و راهی دراز را پشتِ سر نهاد، خسته و تشنه است؛ با جست‌وجوی فراوان، چشمه‌ای می‌یابد، آبی می‌نوشد و سر و تن می‌شوید و رخش را تیمار می‌کند و پس از نخجیر به خواب می‌رود و بدین سان، خان دوم را نیز با موفّقیت به فرجام می‌برد. در این هنگام اژدهایی از راه می‌رسد و از دیدن رستم و اسبش به خشم می‌آید. رخش می‌کوشد تا با کوفتن سم بر زمین، رستم را از وجود اژدها آگاه کند؛ امّا هر بار که رستم دیده می‌گشاید، اژدها در تاریکی فرو می‌رود و از چشم او پنهان می‌شود. رستم در خشم می‌شود؛ به رخش پرخاش می‌کند؛ چون به خواب می‌رود، اژدها دوباره خود را به رخش می‌نمایاند. بار سوم، رخش به تنگ می‌آید و چاره‌ای جز بیدار کردن رستم ندارد: خروشید و جوشید و بَرکَند خاک / ز سُمّش زمین شد همه، چاک چاک رستم بیدار می‌شود و اژدها را می‌بیند؛ به کمک رخش با اژدها نبردی سهمگین می‌کند و او را See more