پس از باران، عشقمان از رنگین کمان آسمان به دور انگشتت پیچ و تابی خورد و در آغوش آب افتاد... رنگین کمان و دریایی آرامتر از همیشه … به تو گفتم: «این آرامش، تو هستی…» هر رنگ، واژهای از قصهی ماست؛ سرخِ پرشور، شبیه تپش دلم برای تو؛ نارنجی، گرمای دستانت در سرمای جهان؛ زرد، خندهی روشنِ تو که بر روحم میتابد؛ سبز، امیدی که با تو جوانه میزند؛ آبی، آرامش نگاهت چون پهنای دریا؛ نیلی، رازهای پنهانِ شب در چشمانت؛ و بنفش، عمق بیپایان عشقی که تا ابد در دل من میماند. و من فهمیدم که آرامش واقعی نه در سکوت دریا، که در بودن توست… در همین نگاه، در همین لمس، که تمام جهان را با عشق پر میکند. 💙✨ See more