داستان چهارم: دوچرخهی شکسته مهران با دقت دوچرخهاش را تعمیر کرده بود. روزی علی، همسایهشان، بدون اجازه سوار دوچرخه شد و ناگهان افتاد. فرمان دوچرخه شکست و مهران عصبانی شد. مشتهایش را گره کرد و آماده بود داد بزند، اما پدربزرگش که اتفاقی آنجا بود، دستش را روی شانهاش گذاشت و گفت: «هر کسی که خشمش را فرو ببرد، وقتی قدرت دارد، خدا دلش را از ایمان پر میکند.» مهران نفس عمیقی کشید، آرام شد و به علی لبخند زد. گفت: «بیا با هم دوچرخه رو درست کنیم.» آن روز مهران یاد گرفت که کنترل خشم، نشانه بزرگی و ایمان است. آیه: «فَاصْفَحِ الصَّفْحَ الْجَمِيلَ» (سوره المؤمنون، آیه ۹۶) معنی روان: «وقتی کسی به تو بدی میکند، تو با مهربانی و گذشت جواب بده.» See more