علی در اتاق پشت میز تحریر خود نشسته بود و کتاب فارسی خود را میخواند پشت سرش کنار پنجره و چسبیده به تختی با رو تختی آبی رنگی خود قفس زرد رنگی داشت که در آن عروس هندی وجود داشت،(از پنجره تصویر طبیعتی دیده میشد) در پنجره باز شد و یک گربه سیاه وارد اتاق شد و روی کتاب فارسی علی نشست و علی از جای خود به نشانه تعجب و ترس بلند شد و پرنده ها هم ترسیدن See more