ملیکا مانند یک جرقه از انرژی و ایده بود. موهای فرفری اش همیشه در حال پیچ و تاب خوردن بود، انگار که به هیجان دائمی افکار درون سرش واکنش نشان می داد. او همیشه با یک دفترچه طرح و یک جعبه مداد رنگی به همه جا می رفت، زیرا هر چیزی می توانست منبع الهامی برای یک اختراع یا یک اثر هنری جدید باشد See more